تبليغاتX
welcom to weblog reza gohary

welcom to weblog reza gohary

بیوگرافی و عکس+مصاحبه+داستان

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Reza  | 

«نایانگ اوما کوگلو» و «آن دانهام» هنگامی که اوباما دو سال داشت از یکدیگر جدا شدند پدر اوباما به کنیا بازگشت و تنها یک بار پیش از مرگ خود در سال 1982 فرزندش را دید. مادر اوباما با مردی اندونزیایی ازدواج کرد و خانواده 1967 به اندونزی رفتند. اوباما تا ده سالگی در مدرسه ای در جاکارتا تحصیل کرده و سپس به هاوایی بازگشت و با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کرد.

«باراک حسین اوباما» اولین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست ایالات متحده آمریکا در تاریخ 4 آگوست 1961 از مادری سفید پوست از ایالت کانزاس آمریکا و پدری کنیایی در هونولولو در ایالت هاوایی متولد شد. 

«نایانگ اوما کوگلو» و «آن دانهام» هنگامی که اوباما دو سال داشت از یکدیگر جدا شدند پدر اوباما به کنیا بازگشت و تنها یک بار پیش از مرگ خود در سال 1982 فرزندش را دید. مادر اوباما با مردی اندونزیایی ازدواج کرد و خانواده 1967 به اندونزی رفتند. اوباما تا ده سالگی در مدرسه ای در جاکارتا تحصیل کرده و سپس به هاوایی بازگشت و با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کرد.

باراک در سال 1979 از دبیرستان فارغ التحصیل شد. اوباما در کتاب خود اعتراف کرده در دوران دبیرستان کوکایین و ماریجوانا مصرف می‌کرده است. در این میان مادر اوباما در 1972 برای چندین ماه به هاوایا بازگشت و سپس برای تکمیل پایان نامه دکترای خود به اندونزی رفت. «آن دانهام»در 1995 بر اثر سرطان رحم درگذشت.

اوباما پس از پایان دبیرستان به لس‌ آنجلس رفت و سپس به دانشگاه کلمبیا در نیویورک منتقل و مشغول به تحصیل در رشته علوم سیاسی با تخصص روابط بین‌الملل شد. در سال 1985 با مدرک لیسانس از کلمبیا فارغ‌التحصیل شد و در گروه تحقیقات اجتماعی در نیویورک و همکاریهای بین‌المللی تجاری مشغول به کار شد.

 اوباما پس از چهار سال به شیکاگو نقل مکان کرد اوایل 1988 برای اولین‌بار به کنیا سفر کرد در اواخر 1988 اوباما وارد دانشگاه هاروارد شد اوباما فارغ‌التحصیل رشته حقوق از دانشگاههای هاروارد کار خود را به عنوان وکیل حقوق مدنی آغاز کرد. او همچنین در دانشگاه حقوق شیکاگو از سال 1992 تا 2004 حقوق مدنی و قانون اساسی تدریس می‌کرد. 

در سال 1992 با هم‌دانشگاهی خود در هاروراد «میشل رابینسون»ازدواج کرد. وی صاحب دو دختر به نامهای «ناتاشا» و «مایلا آن» است.

اوباما در سال 2004 در سنای آمریکا پذیرفته شد. در دوران حضور خود در سنا برای قانونی کردن قوانینی در زمینه کمک‌های انتخاباتی، تغییرات جوی، مبارزه با تروریسم هسته‌ای تلاش کرد.

اوباما در سال 2007 خود را به عنوان نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری معرفی کرد و پس از شکست هیلاری کلینتون نامزد رسمی دموکراتها برای ریاست جمهوری گردید. اوباما در سال 1995 کتاب خاطرات خود را با نام «رویاهای پدرم» و در 2006 کتاب «جسارت امید» را منتشر کرد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Reza  | 

مارشال بروس مدرزMarshall Bruce Mathers- در 17 اکتبر1973 در کانزاس سيتي ميسوري -آمريکا- چشم به جهان گشود پدر او حتي قبل از آنکه بدنيا بيايد مادرش را ترک کرده بود. مدرز دوران کودکي خودرا در فقر گذراند. تا زمانيکه او نتوانست کلاس نهم را به پايان برساند.

اين دليل خوبي بود تا مدرز تمام نيروي خودش را صرف رپ خواندن کند. او درسال1995با اولين آلبومش به نام بي نهايت-Infinite-بسازد که تاثير خوبي روي وندي دي-Wendy Day- گذاشت واو به مدرز کمک کرد تا درسال 1997در المپيک رپ در لس آنجلس شرکت کند. گرچه او نتوانست مقام اول را بدست آورد اما توانست مسئولان اينتراسکوپ-Interscope- را قانع کند تا روي او سرمايه گذاري کنند تا دريک شوي راديويي در لس آنجلس بخواند. همين کافي بود تا دکتر دري-Dr. Dre- خواننده و تهييه کننده ي افسانه اي رپ شيفته ي صداي او شود. ازاين نقطه ديگر راه برگشتي براي امينم-Eminem-وجود نداشت و بي تابي امينم براي مقابله با جنگهاي وحشتناک در جهان و مسخره کردن اين جنگها از همين نقطه آغاز شد.

اولين آلبوم رسمي او با تهييه کنندگي دکتردري وکمپاني او به نام افترمث-Aftermath-و به نام -The Slim Shady LP- وارد بازار شد و تمام نظرها به سوي شخصيت اسليم شيدي معطوف شد آيا شعرهاي او مي تواند نظرها را جلب کند؟ در اين آلبوم آهنگي وجود داشت به نام باني و کلايد-Bonnie & Clyde- که در مورد کشته شدن فرزندي به دست مادرش صحبت مي کرد.اما اين آلبوم با بازتاب اجتماعي آهنگهايي مثل-My Name Is- يا وجدان گناهکار Guilty Conscience- به دومين آلبوم پرفروش در مارچ1999تبديل شد. همچنين او مدتها به خاطر شکايت مادرش از او به خاطر مصاحبه هايش و آهنگهايش و پايين آوردن شخصيت او در اجتماع در صدر اخبار بود اما امينم بي توجه به کار خود ادامه داد تا شاهکارش را به نام-The Marshall Mathers LP- وارد بازار کرد

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Reza  | 

شماره رپرها

0912 238 3778 >>> Reza Osture 0935 832 96 02>>> Farbod Barzakh 0912 262 0795>> Sasy Mankan 0912 279 63 20>>Hesam Steps 0912 280 4830 >>> Vahid Sarbaz 0912 302 50 41>>>>Saeed tripper 09356040147>>>hooshang Ezraeil 0935 986 86 30>>>dufer 09358330087>>>>qaf 09125078560>>>mokhte 09355318338 >>>> Pishro 09329515993>>alishmass 09329103274>.>Kaveh mojazat 09329298235>>>ghiyamat 09123702067 >>.Tataloo 09329551099.>>.VaHiD mC 09353042160>>>hyper 09125644816>>>saeed kermani rezaya>>>09353236746 milad sp

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Reza  | 

تهي، ترانه هايش را سرشار از اشاره به "واقعيات تلخ اما خنده دار" زندگي مي داند و بسياري از نوجوانان امروزي، با ضرباهنگ همين کنايه هاي تلخ و طنزآگين است که مي خندند و مي رقصند.

  حسين تهي

  متولد 6 بهمن 1364

  • دانشجوي مهندسي کامپيوتر
  • غذاي مورد علاقه: قرمه سبزي
  • رنگ مورد علاقه: مشکي و سبز

    حسين تهي که پنج سال پيش کار ترانه سازي و خواندن در سبک رپ را آغاز کرده است، کار خود را نه "تقليدي" از آنچه که در غرب بدان "موسيقي رپ" مي گويند، که بيشتر وسيله اي براي "انرژي" دادن به شنونده از طريق"بيان مشکلات و معضلات مشترک" در زندگي روزمره تلقي مي کند. 

 از ديدگاه تهي ، "معضلات و مشکلات" هر آنچه که باشند ، از پيش و پا افتاده ترينشان همچون شکست هاي عشقي تا معضلات جدي تر همچون "فقر و بيکاري" مي توانند از طريق ريتم هاي شاد موسيقي هيپ هاپ، با "اثر گذاري بيشتري" بازگو شوند.

 اما توجه تهي به زندگي امروزي و مشکلات آن، او را نسبت به سنتها و رسمهاي قديمي بي توجه نکرده است، دست کم اين چيزي است که خود با شوخي و کنايه مي گويد. او درباره دلبستگي اش به نوروز باستاني، با همان طنز هميشگي اش گفت: "من با نوروز خيلي صميمي ام. اصلا دست مي اندازم گردنش با هم بيرون مي رويم  و حال مي کنيم."
 
عيدي ما از سفره هفت سين به تهي، تخم مرغ رنگي بود. اما او انگار اميد دارد که آهنگهايش، هرچند هنوز زيرزميني هستند و در بازار رسمي و کلان موسيقي جا نگرفته اند، روزي به "مرغ تخم طلا"ي او بدل شوند.


 او با اشاره اي کنايه آميز به اين تخم مرغ رنگي گفت: "اميدوارم سال آينده آنقدر پول داشته باشم که به جاي اينکه تخم مرغ رنگي عيدي بگيرم، تخم مرغ طلا عيدي بدهم."

  از او در زمينه فعاليت هاي هنري اش در سالي که گذشت مي پرسم که با رضايت پاسخ مي دهد: "واقعا سال خوبي بود. هم از نظر کاري و هم از نظر زندگي خصوصي. گرچه تشخيص اينکه پيشرفت کرده ام يا نه، با مخاطبانم است ولي به نظر خودم پيشرفتم محسوس بوده و چندين کار متفاوت ضبط و منتشر کرده ام."
 
از آرزوهايش براي سال جديد مي پرسم، مي گويد: "بعد از سلامتي خودم و خانواده ام، اميدوارم بتوانم با دوست عزيزم (با تاکيد شديد بر عبارت دوست عزيز ) امير تتلو، کارهاي مشترک زيادي ضبط و منتشر کنيم ، اما مهم ترين کار مشترکمان کليپ ويديويي است که در حال تمرين براي ضبط آن هستيم . در اين کليپ قصد داريم براي اولين بار يک در يک کار زير زميني، از گروه رقصندگان استفاده کنيم."
(ولی عقده دافه پارتی داره )

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Reza  | 

ياسر كه نام هنري ياس را برگزيده است، پس از فيلم خصوصي بازيگر سريال نرگس به شهرت رسيد. او با قطعه «سي‌دي روبشكن»، موفق شد احساسات بسياري از شنوندگان را تحريك كند. بعد از انتشار اين آهنگ، نام ياس بر زبان‌ها افتاد. ياس بيست و پنج ساله از شش سال پيش، رپ‌خواني را آغاز كرد. او سه روز پس از زلزلة بم قطعه بم را ضبط كرد كه تكستي كاملا احساسي و تأثيرگذار داشت. او در اين آهنگ به تصويرسازي حادثه بم پرداخت. اين به موقع آهنگ دادن‌ها، نشان مي‌داد كه او شمي قوي دارد و مي‌داند كي بايد آهنگ را بسازد و آن را منتشر كند تا نامش را مطرح كند. ياس، رپ‌خواني است كه تلاشي جدي براي دريافت مجوز نشان داده. او با همكاري شركت باربد، تلاش مي‌كند تا آلبومش را به صورت مجاز منتشر كند ولي تا اين لحظه درخواستش در وزارت ارشاد، بي‌جواب مانده است. ويژگي مهم تكست‌هاي ياس، خاصيت انتقادي اوست. او با لحني نيش‌دار و گاهي آزاردهنده، خصوصيات بد مردم را از قبيل مرده‌پرستي، اعتياد، بي‌غيرتي و... هدف قرار مي‌دهد كه همواره باعث رنجش عده‌اي مي‌شود. ياس معمولاً در بخش انتهايي تكست‌هايش از اميد مي‌گويد؛ از اين كه مي‌توان دوباره ساخت و دوباره‌ انديشيد. بدون شك، او مجازترين رپر ايراني است. حاشيه‌هاي *رپ* *رپ* در كشور ما مانند بقية پديده‌هاي اجتماعي نوظهور، حواشي‌اي فراتر از متن دارد. بسياري از تازه‌واردهاي اين سبك، فقط ظواهر *رپ* مانند لباس و كل‌كل بازي‌ها و جنگ‌هاي خياباني را آموخته‌اند و به مسائل مهم‌تري چون جنبة انتقادي و اصلاح‌گرايانة آن، توجه نمي‌كنند. اگر در غرب بعضي سعي كرده‌اند با اين نوع رفتار و موسيقي،‌مدلي از اعتراض را به‌ نمايش بگذارند، ما با يك رفتار غيرعقلايي و غيرايراني به تقليد از بدترين ظواهر زندگي يك عده غيرهم‌وطن دست زده‌ايم. رپ‌خوان‌ها معمولاً لباس‌هاي گشاد مي‌پوشند. شلوار گشاد با جيب‌هاي فراوان، يك ركابي بسكتبال كه بر روي تي‌شرتي ساده پوشيده مي‌شود و كلاهي كه يا تا آخرين حد پايين آمده و يا كج قرار گرفته است. گردنبندي بزرگ كه حتي ممكن است گردنشان را خم كند. از ديگر زلم زيمبوهاي آويزان به آن‌هاست رپرها معمولا در راه رفتن هم سر و دستشان را تكان مي‌دهند و زير لب شعرهايي را زمزمه مي‌كنند. شما شايد در خيابان افرادي را ديده باشيد كه كلاه خاصي بر سر دارند و با رفتارشان جماعتي را به خود مشغول كرده‌اند. يكي مي‌خندد، يكي تعجب مي‌كند و بعضي‌ها سر تكان مي‌دهند. اين‌ها همان دوستاني هستند كه راه رفتن خودشان را فراموش كرده‌اند. اين تيپ از رپ‌خوان‌ها در حال افزايش‌اند، با فرهنگي آمريكايي كه هيچ سنخيتي با زندگي ما ندارد. آن‌ها براي جلب توجه و نشان دادن رپ‌خوان بودنشان معمولا در حال درگيري‌اند. براي هر حادثة كوچكي دعوا به راه مي‌اندازند و قمه‌هاي آماده را از غلاف بيرون مي‌كشند. متأسفانه تعداد زيادي از رپرهاي مشهور پرشين *رپ*، به انواع و اقسام مواد روان گردان و اعتيادآور وابسته‌اند و با افتخار از اين مواد در تكست‌ها سخن مي‌گويند. اما در اين ميان هنوز رپرهاي پاكي پيدا مي‌شوند كه مجدانه براي رسيدن به استانداردهاي دريافت مجوز، تلاش مي‌كنند. آن‌ها موجب شده‌اند كه سيما نيز در برخي برنامه‌هايش، حداقل براي تفنن از آهنگ‌هاي *رپ* استفاده كند. همان‌طور كه در سريال«متهم‌گريخت» آهنگي با صداي رضا عطاران را در اين سبك شنيديم. در جشنواره امسال نيز تيتراژ پاياني فيلم «خط ممتد» به كارگرداني ماني تارخ، شعري *رپ* و با مضمون اجتماعي بود. شركت‌هاي زيرزميني: به تازگي دو شركت كه توسط رپرهاي جوان اداره مي‌شوند، تصميم به پخش و فروش زيرزميني آلبوم‌هاي *رپ* گرفته‌اند. شركت ديوار يكي از آن‌هاست، اين شركت،«راديوي اينترنتي» با همين نام را هر هفته براي دانلود در سايتش قرار مي‌دهد. اين شركت، علاوه بر مصاحبه با رپرها در انجمن‌هايي به آموزش تكست‌نويسي و بيت سازي نيز مشغول است و كارشناسان آن به تحليل موسيقي‌هاي منتشره و امتيازدهي به آنان مي‌پردازند

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Reza  | 

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده : همسر عزيزمش
موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه  !!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Reza  | 

هفته های اخیر سریال حضرت یوسف در حال پخش شدن است ، سریالی که مورد توجه عموم مردم قرار گرفته است ، فیلمی که در آن زلیخا عاشق حضرت یوسف میشود. *** مصطفی زمانی متولد سال 1361 و دانشجوي رشته مديريت است و براي ايفاي اين نقش آموزش‌هاي مختلفي را ديده و با حضور در كلاس‌هاي ورزشي و بدن‌سازي فيزيك خود را به اين نقش نزديك كرده است.
***
دنبال يك زندگي راحت هستم

تا مي گويي يوسف، همه چهره اي را مجسم مي كنند كه با ديدنش اگرچاقو به دست داشته باشي حتماً دستت را خواهي بريد. ازاين قصه كه بگذريم، با خودم فكرمي كردم پيدا كردن يوسف ازميان خيل چشم رنگي هايي كه عرصه سينما را به دست گرفته اند خيلي هم نبايد سخت باشد.

يوسفي كه ازميان 3 هزارنفربراي مصاحبه مي آيد نيزيكي ازهمان چشم رنگي هاست كه با مو و ريش بلندش بيشترمرا به ياد مسيح مي اندازد. او خيلي اتفاقي گذارش به شهرپر وسوسه و خيال انگيزسينما افتاده و هنوز روزهاي دوست داشتني و دشوارشهرت براي او از راه نرسيده است. به همين خاطرمي شود هر جايي نشست و با او از يوسفي حرف زد كه به قول خودش هيچ شباهتي به آن كه حالا مي بينيم ندارد.

گويا مو و چشم هاي رنگي اش را تيره كرده اند، مي گويد: زيبايي را گرفته اند تا معصوميت ببخشند.

دلش نمي خواهد او را از گروه همان چشم رنگي هايي ببينيم كه راه دشوارسينما را به خاطرزيبايي چهره شان يك شبه پيموده اند. مي گويد به ضابطه معتقد است و بيش از آن به سرنوشت.

ما هم نمي خواهيم مثل برخي منتقدان كه او را نا بازيگرشهرستاني معرفي كرده و[به قول خود زماني] با سليقه اي عمل كردن كينه خود را دردل او نشانده اند، بازيگري اش را به بوته ي نقد بكشانيم. مي نشينيم به انتظار و نقدها را مي گذاريم براي بعد. بازيگري بي شك مهارتي نيست كه بشود داشتن يا نداشتن را درچهره ي او جستجو كرد.

يوسفي كه حالا مي بينيم جوان 23 ساله اي است اهل فريدون كنار. اوشبيه همه جوان هاي دور و برم لباس پوشيده و يك غرورپنهاني را درتكان دادن هاي دست و حتي نگاه كردنش به آدم هاي ميزكناري مي بينم. تعجب نمي كنم وقتي مي گويد دو تا دوست بيشترندارد وهمكلاسي هايش مي گويند: فلاني به زمين هم فخر مي فروشد.با مصطفي زماني دريك شب زمستاني گفتگومي كنم. تا به خانه برسم به يوسفي فكرمي كنم كه تصويري كردن حقيقت زيبايي اش بي شك كار دشواري است ( كه شايد ازعهده ي هيچكدام ازاين خيل چشم رنگي ها برنيايد).

ازبين چند كانديدا انتخاب شديد ؟

اطلاع داشتم براي نقش يوسف تست مي گيرند. حتي يك بار ازجلوي دفتراين پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد يكي ازدوستانم عكس مرا به آقاي سلحشورنشان داده بود و با پيشنهاد او 7 ارديبهشت 83 اولين تست را دادم و3 روزبعد دو تا ازسكانس هاي سريال را ازمن تست گرفتند كه بعدها فهميدم سخت ترين سكانس ها بوده است. پس ازيك ماه، تست گريم دادم بعد با من قرارداد بستند با اين شرط كه اگركانديداي بهتري پيدا شد، با نظركارگردان من كناربروم. تا آنجا كه اطلاع دارم ازحدود 3 هزارنفرتست گرفتند و زماني من را انتخاب كردند، گفتند تنها كانديدايي هستي كه روي آن اتفاق نظردارند. ازتاريخ عقد قرارداد يعني تيرماه 83 تا شروع فيلمبرداري دراوايل بهمن همان سال، شرايط بسيارسختي داشتم. برخي عوامل اصلي كارسعي درانتخاب يكي ازبازيگران حرفه اي داشتند. حتي مدتي دنبال يك بازيگرخارجي گشتند. ولي همه ما مي دانيم كه تجربه ساخت فيلم مصائب مسيح توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگرنقش پيامبربايد يك بازيگرناشناخته باشد. آدمي كه روي او ذهنيت خاصي وجود ندارد. به هرحال ازآنجا كه بازيگري براي من آنقدراهميت نداشت كه به خاطرآن ازهمه چيزبگذرم، باهمه اينها كنارآمدم. من به مفهوم واقعي عاشق بازيگري وشهرت نبودم، به هرحال يا بازي مي كردم يا نمي كردم.

با جلساتي كه گذاشتند وحمايت هاي آقاي سلحشور رفتم جلوي دوربين پس ازيك هفته هم بازيگرثابت اين نقش شدم. الان هم حدود يك سال است كارمي كنم.

از نظرخودتان هم بهترين گزينه بوديد ؟

من حس مي كنم اين نقش نيازبه كسي دارد كه بدون توجه به دوربين وعوامل پشت صحنه حرف بزند كه اين كارسختي است. آنهايي كه حرفه اي هستند نا خودآگاه مجبورند به اين چيزها توجه كنند. صحنه هايي بود كه احساس مي كردم فقط بايد با دلم حرف بزنم . خيلي جاها من اصلاً به كاراكترفكرنمي كردم. او را بازي نمي كردم، خودم بودم. حس مي كنم براي اين كارنيازبه آن داريم كه درونمان را قوي كرده باشيم ومن اين كاررا پيشترانجام داده بودم. شايد به خاطرنوع زندگي اي كه خداوند برايم رقم زده است. البته به نظرمن يك بازيگرحرفه اي نمي تواند اين نقش رابراي مردم ارائه كند. من براي مردم بازي مي كنم. اصولاً نقش پيامبر را بايد براي مردم بازي كرد.

فكرمي كنيد چهره تان چه ويژگي خاصي براي ايفاي اين نقش داشته است؟

قضيه يوسف يك قضيه باطني است. زيبايي ظاهري با توجه به زاويه ديد مردم تغييرپيدا مي كند. پس مطلق بودن را بايد دراين زمينه كنارگذاشت. و ديگراين كه بعضي چهره ها هستند كه بدون داشتن زيبايي ظاهري صميميت دارند. آدمها با آنها احساس نزديكي مي كند واين به انسانيت آدم ها برمي گردد. فكرمي كنم كارگردان بيشتردنبال همين بوده است كه ازاين نظرتا حدودي به خودم مطمئن هستم، به اضافه ي يك زيبايي ظاهري كه البته درگريم بسياري ازجذابيت هاي چهره پوشانده شده است. درواقع زيبايي دراينجا براساس فضاي پيرامون تعيين مي شود. براساس گريم فراعنه مصر وآدم هاي دور و براست كه زيبايي يوسف برجسته ي شود. ازطرفي بايد اين چهره براي مردم باورپذيرمي شد .اما خب كانديداهاي ديگري هم بودند كه چهره هاي بسيارزيبايي داشتند اما آن انرژي دروني را كه كارگردان دنبالش بود نداشتند وگرنه من خودم را ازنظرزيبايي درحد آدم هاي معمولي مي بينم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Reza  | 

 

:به ازدواج فکر نمیکنم  سیاوش خیرابی

سياوش خيرابي كسي كه به تازگي به بازيگر محبوب مردم تبديل شده است با تمام ويژگي هاي منحصر به فرد خود تبديل به يك بازيگر پرطرفدار شده است.به همين مناسبت تصميم گرفتم گفت و گويي هرچند كوتاه با اين بازيگر جوانان انجام بدهم

تحصيلات سياوش خيرابي چقدر است و آيا به نظرش تحصيلات آكادميك براي پيشرفت در كار لازم نيست؟

فوق ديپلم كامپوتر دارم اما دوره هاي بازيگري رو هم گذراندم و به نظرم اين دوره ها كمك بسيار زيادي در پيشرفتم داشته است و ميشه گفت 100 درصد پيشرفتم را مديون همين دوره ها هستم

نظرت در مورد توليد تله فيلم هاي متعدد چيست؟

به نظر خيلي خوبه چون خيلي ها را برده سر كار و من خودم هم با بازي در يك تله فيلم معرفي شدم

سياوش خيرابي تلاشي براي حامد بهداد بودن داره؟

نه،دليلي ندارد تلاشي براي اين موضوع داشته باشم چون شخصيتي به نام حامد بهدادوجود دارد وشباهت هايي كه در بازي من مشاهده شد شايد به خاطر اكت هايي بود كه كارگردان در آن لحظه خواسته ولي مطمئن باشيد اين شباهت ها در كارهاي ديگه اي كه انجام خواهم داد مشاهده نخواهد شد

 

مدت حضورت در فيلم مهم هست برات؟

نه،بيشتر براي من مهم نقش هست كه به چشم بياد و تاثير گذار باشد

يعني اگر بهت بگويند كه بيا و فقط ازجلوي دوربين مهرجويي رد شو قبول نميكني؟

نه اگر به اين صورت باشه كه بيام و از جلوي دوربين رد بشم هرگز قبول نميكنم اما اگر نقشي هر چند كوتاه در كار آقاي مهرجويي به من پيشنهاد بشه با كمال ميل آن را مي پذيرم

در نوع بازي كه در ترانه مادري و حس پنهان انجام دادي هيچ تفاوتي ديده نمي شد،چرا؟

نه،به نظرم تفاوت هايي در ايفاي نقش وجود داشت كه اگر يك بار ديگر با دقت ببينيد حتمآ به آن پي خواهيد برد

رمز ماندگاري به نظرت چيه؟

كار خوب انجام بدي،فيلم خوب بازي كني . مردمي باشي

و براي ماندگاري چقدر تلاش مي كني؟

خيلي زياد و سعي مي كنم كارهاي خوبي انجام بدهم كه مردم راضي باشند

ولي به نظرت با تله فيلم مي شود به ماندگاري رسيد؟

تله فيلم كمك ميكنه به ماندگاري ولي نه به طور كامل

ولي خيلي ها معتقد هستند كه تله فيلم باعث افت كيفيت در بازي مي شود،تو چي فكر ميكني؟

نه به اين اعتقاد ندارم چرا كه در سال هاي اخير بازيگر هاي زيادي در تله فيلم ها بازي كردند و به نظرم تله فيلم خيلي خوب هست مخصوصآ اوقاتي كه بيكاري و كاري نداري تله فيلم بازي كني

پس هدفت از بازي در تله فيلم اين هست كه پر كار باشي؟

نه اينكه هر تله فيلمي كه بهم پيشنهاد شد فقط به خاطر اين كه پركار باشم قبول كنم و در آن به ايفاي نقش بپردازم بلكه نوع كار هم برايم بسيار مهم است مثلآ تله فيلم آخري كه در حال بازي در آن هستم زمين تا آسمان با نقشم در ترانه مادري متفاوت است

فرق بازي خودت و بازي محسن در چيست؟

خوب طبيعتآ نوع نقش با هم فرق ميكند اما چون محسن از اجرا شروع كرده خيلي مسلط هست در بازي

برخي معتقد هستند كمي در فن بيان دچار مشكل هستي،براي حل اين موضوع تمرين هم ميكني؟

خوب حتمآ مشكلي در فن بيانم ديدند كه اين حرف را مي زنند و به همين خاطر در حال گذراندن دوره بدن-بيان هستم

فرق تاتر،سينما و تلويزيون از نظر سياوش خيرابي در چيست؟

درتاتر نفس به نفس باتماشاچي هستي و خيلي هم كار در تاتر سخت هست؛سينما ماندگاري هميشگي دارد و تلويزيون باعث محبوبيت بين عامه مردم مي شود

و تو كدام را انتخاب مي كني؟

تلويزيون و سينما

ولي تاتر در رشد بازي خيلي تاثير دارد،اين طور نيست؟

آره تاثير داره اما كار در تاتر خيلي سخت هست و چون من تا حالا در تاتر كار نكرده ام به نظرم خيلي زود هست كه وارد تاتر بشوم و بايد كمي قوي تر شوم تا بتوانم تاتر كار كنم

اگربخواهي يك انتقاد از سياوش خيرابي انجام بدي آن انتقاد چيه؟

حركات زيادي در ترانه مادي

به نظر خودت الان ستاره اي؟

نه،ستاره نيستم اما محبوب هستم

و با اين محبوبيت چطور كنارمياي؟

خيلي راحت،مثل همه مردم زندگي ميكنم و با افراد جامعه برخورد ميكنم

در سينماي ايران و جهان دوست داري مقابل چه بازيگر ايفاي نقش كني؟

در ايران مقابل استاد انتظامي و استاد پرستويي و در سينماي جهان علاقه مند هستم در مقابل برات پيت بازي كنم

به ازدواج هم فكر كردي تا حالا؟

نه خيلي زود هست انشا الله 30 سالگي به بعد

دوست داريد همسري كه انتخاب ميكني از قشر بازيگر باشديا فرقي ندارد؟

هرچه قسمت باشه همان را دوست دارم

فكر ميكني بازي در مجموعه اي كه در بهترين ساعت پخش نمايش داده ميشد اون هم هرشب توانسته توانايي هاي تو را به طور كامل نشون بده يا نه؟

من خودم تمام تلاشم رو كردم كه نقش محول شده به خودم را خوب انجام بدهم اما 100 درصد اين تمام توانايي من نبود و انشا الله در كارهاي بعدي نشان خواهم داد

و كمي در مورد تله فيلم"فراموشي سبز"برايمان بگو.

اين تله فيلم بنا هست در هفته نيروي انتظامي در روز 15 يا 16 مهر ماه از شبكه دوم سيما پخش بشود كه كارگرداني كار به عهده آقاي حميدرضا محسني است كه براساس فيلم نامه اي از خود ايشان و آقاي زيبنده ساخته خواهد شد.در اين كار با حسن جوهرچي،شيوا خنيا گر،بهنام صفايي و مهدي امين خواه هم بازي هستم

نظرت در مورد اسامي زير چيه؟

حسين سهيلي زاده:هرجا ببينمشون دستشان را مي بوسم ايشان اسطوره من هستند

محسن افشاني:دوست خوب

حامد بهداد:يك هنرمند

محمد حاتمي:دوستي كه هميشه ياور من بود

ايرج محمدي ومهران مهام:آدم هاي ريسك پذيري كه من را وارد تلويزيون كردند و البته به نظر ريسك موفقي هم داشتند

بيتا سحرخيز:بازيگر بسيار حرفه اي از لحاظ اخلاق و بازي

هنگامه قاضياني:بازي ايشون رو در به همين سادگي دوست دارم

 

خيرابي : دوربين هميشه خانه ما بود

تشابه بازي او به حامد بهداد خيلي زود او را مورد توجه رسانهها و مخاطبين قرار داد اما حتي اگر به بدبينانه ترين شكل ادعا كنيم او تنها از بهداد تقليد ميكند، بدون اغراق ميتوان از حالا آيندهاي خوب را برايش متصور شد.وي تجربه طولاني در راستاي حضور حرفهاي جلوي دوربين ندارد و كارهايش تنها به فيلم «تلخون» و نيز فيلم سينمايي «حس پنهان» محدود ميشود. هر چند او از سالها پيش و در سنين پايين وارد دنياي هنر شده است. در حس پنهان تنها يك پلان جلوي دوربين مصطفي رزاق كريمي رفت و همان يك صحنه براي اين بازيگر جوان كافي بود تا در پرونده كارياش ثبت شود. در زندگي واقعياش تقريبا ميتوان گفت شباهتي با بهرام كيا ندارد، او برعكس بهرام بسيار متين، صبور و كم سر و صداست.

متولد چه سالي هستي و از چه سالي بازيگر شدي؟

خيرابي: آذرماه سال 1363 به دنيا آمدم. در خصوص بازيگري هم سال سوم راهنمايي در يك كار ايفاي نقش كردم كه بعد از آن به خاطر درس و مدرسه، به دنبالش نرفتم تا اينكه در دوره دانشگاه توسط يكي از دوستانم براي يك كار مستند داستاني به آقاي رزاق كريمي معرفي شدم اينجا بود كه تصميم گرفتم جديتر به اين حرفه بپردازم از اين رو رفتم به كانون سينماگران جوان و يك دوره كامل آموزش بازيگري را سپري كردم و دوباره براي كار «حس پنهان» آقاي رزاق كريمي انتخاب شدم؛ بعد از آن در تله فيلم «تلخون» به كارگرداني آقاي اميني ايفاي نقش كردم.

براي ترانه مادري چگونه انتخاب شدي؟

خيرابي: آقاي حمزه اي تلخون را ديده بودند براي همين با من براي اين كار تماس گرفتند

اما با ايفاي نقش در اين سريال اين ذهنيت پيش ميآيد كه سابقه طولاني در اين حرفه داري. به نظر خودت دليل اين موفقيت چه چيزي است؟

خيرابي: من از بچگي عاشق فيلم بودم، فكر ميكنم تمام اين فيلم ديدنها در ايفاي نقش به كمكم ميآيند، ضمن اينكه به دليل شغل پدرم با دوربين آشنا بودم چرا كه پدرم آتليه عكاسي و فيلمبرداري دارد. هميشه جديدترين دوربيني كه وارد بازار ميشد به خانه ما هم ميآمد، از اين رو با دوربين غريبه نبودم، براي همين هيچ هراسي از لنز و دوربين نداشتم. فكر ميكنم دليل اصلي راحت بودنم جلوي دوربين همين ويژگي شغل پدرم بوده و هست. در مورد اين سريال خاص هم اگر بازي من خوب به نظر آمده به خاطر لطف و زحمات آقاي حاتمي به عنوان بازيگردان و آقاي سهيلي زاده و همچنين آقاي حكيمي است كه بسيار كمكم ميكنند.

پيشتر كه كارهاي اين بازيگران مثل دانيال حكيمي، هما روستا، مينا لاكاني و... را ميديدي، فكر ميكردي روزي در كنارشان ايفاي نقش كني؟

خيرابي: به هيچ وجه، چنين احتمالي نميدادم .

كدام يك از كارهاي دانيال حكيمي را بيشتر دوست داري؟

خيرابي: من هميشه يكي از طرفداران ايشان بودم، هم من و هم خانواده ام عاشق صداي آقاي حكيمي هستيم، اكثر كارهايشان را ديدهام، اما سريال «مسافر» بيشتر در ذهنم باقي مانده بازي در كنار آقاي حكيمي و همچنين خانم روستا شانس بزرگي است براي من كه هيچگاه فراموشش نميكنم.

سقف آرزوهاي سياوش خيرابي كجاست؟

خيرابي: آرزوهاي من هيچ وقت سقف نداشته، هر چه ميروم بالاتر باز بالاترش را طلب ميكنم

خانواده ات چطور؟ آنها هيچ كدام وارد اين حرفه نشدهاند؟

خيرابي: دو تا برادر دارم كه از من بزرگترند و كار پدر را دنبال ميكنند

در اين مدت كه ترانه مادري روي آنتن ميرود، در بيرون چهره شناخته شدهاي هستي؟

خيرابي: كم و بيش. يك بار به رستوران رفته بودم همه مرا شناختند و آمدند براي امضا، همين طور كه سرم پايين بود آقايي را ديدم، يك دفعه ناخودآگاه ايستادم شروع كردم به سلام و احوالپرسي، او گفت: «پسرم از تو خوشش مياد، ميخواد باهات عكس بگيره». من از همون لحظه زبانم بند آمد، بعد كه رفت به ياد آوردم كه ايشان آقاي هاشمي معلم اول دبيرستان من بوده تازه فهميدم چرا زبانم بند آمده بود، چون هميشه از او ميترسيدم.

او فهميده بود شاگردش بودي؟

خيرابي: نميدانم، وقتي فهميدم دنبالش رفتم اما چون همه جمع شده بودند براي عكس و امضا، نتواستم پيدايش كنم.

برداشت شخصي تو از سريال ترانه مادري چيست؟

خيرابي : يكي از محورهاي اصلي اين سريال نشان دادن تربيت فوق نادرست است بي توجهي زياد به بهرام و از آن طرف توجه زيادي به پويا، همان بحث افراط و تفريط.

رشته تحصيلي شما؟؟؟

خيرابي: ديپلم نرم افزار كامپيوتر هستم كه انشاا... ميخواهم براي ليسانس بخوانم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Reza  |